تبليغاتX
انجمن شیاطین منفور
 
سلام به جهنم خوش امدید جهنمی که برای ما دربرابر دنیای پلیدیها بهشته
 
   
همونایی که تادیروز از اسم آخوندم بدشون میومد حالا عاشق آخوندا شدن عجب مردمی هستیم ما کاش به قول فکر کنم سعدی بود یا رومی روم بودیم یا زنگی زنگی شایدم اومد زیر عباش کوکتل دربیاره ومسجد آتیش بزنه بفرمایید ای جماعت... نفهمیدیم آخوند خوبه ازنظرتون یابد راستی دوستام می گفتن مخ زنی تو تجمعا زیادبوده شایدم این حاج آقا اومدم به رسم شیخشون زنا رو تورکنه مخ بزنه
 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   
قابل توجه دوستان اینان طرف دارانان وطن اند واگرکشته شوند می گویند شهید

ولی ای کاش اینان که دم از شهادت میزنن می دانستند شهدا حرفشان چه بود واگرددرجسمشان بودند آیا این چنین به طرف مساجدآتش می گشودند؟یا چادر می کشیدند یا شعار نه احمدی نه موسوی فقط رضای پهلوی سر میدادند؟شاید بعضیا باور نکن من به خیلی چیزا پایبند نباشم به اسم شهید یا ایران عقیده دارم چون حداقل ایرانی که هستم

 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   
در متال اصیل و پایه از ۳ ساز گیتار الکتریک و بیس و درامز استفاده میشود که باز در گروههای اصیل ۲ نفر هستند که گیتار الکتریک میزنند که یکی زدن ریتم و دیگری لید را بر عهده دارد .
(ریتم مجموعه ای از چند ریف (Riff) هست که در زیر گیتار لید نواخته میشود و اکثرا ۲-۳ ریف هست که تکرار میشود ریف هم خودش میتواند مجموعه ای از Palm Mute هایی باشد ( پالم میوت تکنیک خاصی هستش که در سبک متال کاربرد بسیاری داره که دست راست که پیک یا مضراب رو میگیرد روی قسمتی از انتهای بدنه گیتار جایی که سیمها وارد بدنه گیتار میشود ( Bridge ) قرار میگیرد و بعد پیک روی سیمها زده میشود که صدای سیمها خفه شده و صدای جالبی رو ایجاد میکند) و یا ریف میتواند مجموعه ای از آکوردهایی باشه که به صورت متناوب اجرا شود که بسته به گرایش خاص موسیقی متال متفاوت هستند .
ولی در کل وجود پالم میوت در بخش ریتم بسیار حائز اهمیت هست . ) ( لید مجموعه ای از ملودیها و لیکهایی (Lick) هستند که روی گیتار ریتم نواخته میشود و گیتار لید کار تکنوازی و نواختن سولو رو بر عهده دارد .
لیک هم مجموعه ای از تنهایی هست که طبق قانون خاصی اجرا میشن و در اکثر سولو ها وجود دارند و شنیده میشن هر گیتاریستی از لیکهای خاصی استفاده میکنه که حالتی سلیقه ای داره و میشه گفت از روی ملودی ها و لیکهایی که گیتاریست از اونها استفاده میکنه میشه لهجه یک گیتاریست رو مشخص کرد ) گیتار بیس که حالت متداولش در سبک متال سازی هستش که از ۴ سیم تشکیل شده ولی خوب بیس ۵ سیم ۶ سیم ۸ سیم و … هم وجود دارند .
در حالت استفاده درست از بیس فضاهای خالی در موسیقی متال رو با بداهه نوازی خوب و قوی که از نوازنده بیس شنیده میشود پر میکند ولی در اکثر گروهها هم هست که بیس همان نتهای گیتار ریتم را میزند با تفاوتی جزئی که میشه ایجاد این تفاوت رو هم به درامز مربوط کرد که در بسیاری جاها بیس با درامز هماهنگ میشود .
درامز هم که از تیکه های متفاوتی تشکیل شده در حالت متداول سبک متال ۳-۴ Tom یک Snare و ۲ تا بیس درام به همراه چندین سنج Cymbal که انواع سنجها که هر چی بیشتر باشند مشخصا تنوع برای ساخت لاین درامز بیشتر میشود و دست درامر بازتر میشود انواع سنجهایی که متداول هستند و صدای آنها را در آهنگهای متال میشنویم ( Hi-hat , Crash , Ride , Splash , Chinese) هستند که مثلا صدای “های هت” اگه باز باشه و یا بسته باشه متفاوته و صدای راید هم اگه روی قسمت Bell زده بشه و یا رو بدنه سنج باز متفاوته ! پس ترکیبی از این چند ساز موسیقی متال رو با این همه تنوع ایجاد کرده است .
در موسیقی متال برای تغییر صدای گیتار از افکت های زیادی استفاده میکنند . انواع صداهای Distortion (نوعی افکت که شاخص سبک متال هست) که با انواع افکتهایی از قبیل Flanger و Chorus و … ترکیب میشن و یا صداهای Clean هستند که باز میتوانند به صورت تنظیمات مختلفی مورد استفاده قرار بگیرند . گیتار لید باز از انواع پدالهای Wah استفاده میکنه که در صدا تغییرات خاص و جالبی ایجاد میکنند .
● گرایشهای مختلف سبک متال
سبک متال دارای گرایشهای مختلفی هست که به نحوی در اون گرایش خاص یا صدای خواننده ( وکالز ) فرق میکند و یا نوع نواختن همان ۳ ساز اصلی و یا سازهای دیگه ای به این ۳ ساز اضافه میشوند . این عوامل و بعضی از عوامل دیگه که میتوانند محتوای متنهای گروهها هم باشد باعث میشود که گرایشهای مختلفی از سبک متال زاده بشود! انواع مختلفی از قبیل Doom Metal , Death Metal , Progressive Metal , Black Metal,Thrash metal و ….. رو میتوانیم گرایشهای مختلف سبک متال دانست که باز خود این گرایشها نیز تقسیم بندی میشوند .
● ساختار آهنگهای متال
اصولا آهنگهای این سبک از قسمتهای مختلفی تشکیل شدند که این ساختار میتواند تغییر پذیر باشه ولی در حال کلی یک آهنگ در سبک متال باید از قسمتهای زیر تشکیل شده باشد :
Intro - Verse - Chorus - Solo - Outro که باز این قسمتها اضافه و یا کم میشود . قسمت Verse که معمولا قبل Chorus قرار میگیرد و قسمتی هست که وکالز همراه گیتار ریتم اجرا میشه و متن نسبتا طولانی تری نسبت به Chorus رو به همراه دارد .
قسمت Chorus قسمتی هست که اکثرا بعد از شنیدن اهنگ در ذهن میماند و این در ذهن بودن از معیارهای Chorus هست شاید دلیلش این باشد که ملودی خاصی دارد و چندین بار هم تا آخر آهنگ تکرار میشود اکثرا اسامی آهنگ در Chorus آهنگ ها هم تکرار میشوند . قسمت سولو رو که قبلا هم بحث کردیم قسمتی از آهنگ هستش که گیتار لید هنرنمایی میکند و میشود گفت از جذابیت موسیقی متال سولوهای خوبی هست که در این سبک وجود دارد.
 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   




این گروه در سال 1994در آلمان شرقی تشکیل شد.
نام این گروه (با اضافه کردن یک حرف M) از فرودگاهی درآلمان گرفته شده که در اثر برخورد دو فروند هواپیمای آمریکایی در هنگام انجام حرکات نمایشی بیش از 80 تن از تماشاچیان کشته و مجروح شدند.

ترجمه کلمه ای عبارت RAMMESTIEN دژکوب جنگی ای که از سنگ ساخته شده باشد میباشد.

برای مقدمه فکر نکنم بد بود حالا برسیم به آلبوم های این گروه و سال انتشار آنها:

Herzeleid (1995)
Sehnsucht (1997)
Mutter (2001)
Reise, Reise (2004)
Rosenrot (2005)
Völkerball (2006)
از ابتدا با انتشار اولین آلبوم شروع خوبی داشتند و پس از انتشار اولین آلبوم تا انتشار آلبوم دوم از گروه های صدر نشین در آلمان بودند...


اعضای گروه:

Till Lindemann – lead vocals
Richard Zven "Scholle" Kruspe – lead-guitar
Paul H. Landers – rhythm-guitar
Oliver "Ollie" Riedel – bass-guitar
Christoph "Doom" Schneider – drums
Christian "Flake" Lorenz – keyboards
تمامی اعضای گروه آلمانی هستند...

مضمون ترانه های گروه: (لیریک)

تقریبا تمامی ترانه های گروه به زبان آلمانی خوانده شده ولی در بعضی موارد نسخه انگلیسی هم موجود میباشد مانند: Du Hast و Amerika و بعضی کاورها از گروه های دیگر مانند: Stripped

سبک های گروه:

Heavy Metal
Alternative Metal
Industrial Metal
Progressive Metal
 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   

فضاي پرهياهوي مسيحايي که در حوالي نيمه سده هفدهم آفريده شد و به انقلاب پوريتاني انگليس و موج گسترده انتقال نيروي انساني به قاره آمريکا پيوند خورد، طبعا بايد «مسيح» خود را مي آفريد. چنين بود که در سال 1665 شابتاي زوي ظهور کرد.

شابتاي زوي (1626-1676) در بنادر غربي عثماني «ظهور» کرد؛ نخست ادعا کرد که مسيح است ولي مدتي بعد، در زندان عثماني، ادعاي خدايي نمود. کمي بعد به اسلام گرويد. پيروان شابتاي يهودياني بودند که به بازار او رونق مي دادند. با گروش شابتاي به اسلام، پيروان يهودي او نيز «مسلمان» شدند و چون مارانوهاي مسيحي فرقه اي از يهوديان مخفي را در جهان اسلام بنيان نهادند که «دونمه» ناميده مي شوند. سير تکوين ماجراي شابتاي زوي و دعاوي او و ترکيب پيروانش پيش نمونه ظهور سه «پيامبر» دروغين و نامدار ديگر در دو سده پسين است: ياکوب فرانک در شرق اروپا، نمود در هند و علي محمد باب در ايران.

شابتاي زوي از حمايت يک پيامبر دروغين به نام ناتان غزه اي برخوردار بود و درواقع تکاپوي اين دو سناريوي واحدي را رقم زد. نام اصلي ناتان غزه اي (1643-1680) آبراهام ناتان لوي است.

پدرش حاخامي سرشناس با گرايش هاي کابالي بود و رئيس يهوديان اشکنازي مقيم بيت المقدس به شمار مي رفت. ناتان در سال 1663 با دختر يک تاجر ثروتمند يهودي مقيم غزه ازدواج کرد و در اين بندر اقامت گزيد. او از اين زمان به مطالعه رساله هاي کابالا پرداخت، از مريدان طريقت اسحاق لوريا شد و به مناسک و اعمال رازآميز روي آورد. مدتي بعد مدعي شد که در حال مکاشفه صداي خداوند را شنيده که اعلام کرده شابتاي زوي مسيح بن داوود است و ناتان پيامبر اوست.

کاباليست ها و مروجين مسيحي آرمان هاي مسيحايي آتش اين دسيسه را شعله ور مي ساختند. آنان «ظهور» شابتاي را تأييدي بر پيشگويي هاي قبلي دال بر ظهور مسيح در سال 1666 ميلادي يافتند. به دليل تبليغات کانون مقتدر زرسالاري يهودي مستقر در آمستردام، از تابستان 1665 داستان خروج شابتاي زوي، آميخته با افسانه هاي تحريک کننده مسيحايي، از طريق آمستردام در انگلستان و سراسر اروپا پخش شد. گفته مي شد «اسباط ده گانه بني اسرائيل» خروج کرده اند، مکه را تصرف نموده و اکنون با سپاهيان خود در صحراي عربستان عازم اشغال ايران اند. از اين زمان نويسندگان يهودي- مارانو و چاپخانه هاي هلند و ايتاليا تکاپويي شديد را آغاز کردند؛ در طول سال 1666 ميلادي تبليغات گسترده و حيرت انگيز انتشاراتي، در مقياس توانايي هاي صنعت چاپ و نشر آن زمان، به سود شابتاي صورت گرفت و رساله هاي متعدد به زبان هاي هلندي، انگليسي، آلماني و ايتاليايي درباره خروج شابتاي زوي و کرامات و تعاليم او در سراسر اروپا منتشر شد. تصوير روي جلد برخي از اين رساله ها در دائرة المعارف يهود مندرج است. براي نمونه، در آلمان تصاويري پخش شد که شابتاي زوي، پادشاه «ده سبط گمشده بني اسرائيل»، را سوار

بر اسب و ايستاده بر روي تپه اي نشان مي داد در حالي که در زير پاي او ارتش صليبي در حال هجوم است و ارتش مسلمانان در حال گريز. کمي بعد در آمستردام رساله اي منتشر شد که ظهور مسيح را اعلام مي کرد. در اين رساله نقاشي از شابتاي زوي مندرج است در حالي که بر تخت سلطنت تکيه زده، تاجي بزرگ بر فراز سر اوست و درباريان در پيرامونش ايستاده اند. بر روي جلد رساله ديگر (چاپ آمستردام)، که بر آن تصوير تاج شابتاي مندرج است، اين عبارت را مي خوانيم: «شابتاي زوي، پادشاه اسرائيل و مسيح خداوند يعقوب.» تاريخ چاپ اين رساله «سال اول احياي پيامبري و سلطنت» است.

چنين بود که ماجراي شابتاي زوي موجي بزرگ را در اروپا پديد ساخت و تعداد کثيري از مردم فقير مسيحي، حتي از طريق فروش خانه و وسايل زندگي خود، گروه گروه راهي زيارت بيت المقدس شدند. تحريک فوق العاده آرمان هاي مسيحايي در قاره اروپا يکي از دستاوردهاي ماجراي شابتاي زوي است.

پس از مدتي، ماجراي شابتاي توجه مقامات دولتي عثماني را جلب کرد و واکنش آنان را بر انگيخت. احمد کوپرولو، صدراعظم مقتدر و مصلح عثماني، دستور دستگيري شابتاي را صادر کرد. شابتاي را به استانبول و نزد صدراعظم بردند. احمد کوپرولو ماجراي شابتاي را جدي نگرفت. او ماهيت سياسي ماجراي شابتاي زوي را درنيافت و آن را يک داعيه ديني متعارف و احتمالا ناشي از عدم تعادل رواني شابتاي دانست. ادعاي مسيحايي شابتاي در چارچوب فرهنگ و عقايد ديني يهود بود و به مسلمانان ارتباط نداشت. دعوي سلطنت او بر «بني اسرائيل» حقير و احمقانه جلوه مي کرد. قطعا شابتاي در ديدار با کوپرولو سلوکي عاجزانه داشت زيرا بر او سخت نگرفتند و تنها وي را حبس کردند. اندکي بعد، شابتاي، داوطلبانه، به اسلام گرويد و در 15 سپتامبر 1666 در حضور سلطان محمد چهارم و اعضاي دربار او اعلام مسلماني کرد. سلطان، که «فردي عميقا مذهبي بود»، تحت تأثير گروش شابتاي قرار گرفت، ساده دلانه نام «عزيز محمد افندي» را بر او نهاد و به وي لقب «کپچي باشي» و مقرري روزانه اي به مبلغ 150 پياستر اعطا کرد.

شابتاي زوي پس از اعلام مسلماني در آدريانوپول و سپس در استانبول ساکن شد و زندگي دوگانه اي در پيش گرفت. او در ظاهر مناسک اسلامي را انجام مي داد ولي در خفا يهودي بود. شابتاي اينک در رأس فرقه اي از يهوديان مخفي جاي داشت که به تأسي از او به اسلام گرويده بودند. دائرة المعارف يهود مي نويسد: «همگي آنان يهوديان پنهاني بودند که به مثابه يک گروه جنگجويان مخفي عليه خليفه عمل مي کردند.» شابتاي زوي در مراسم پنهاني فرقه، که داراي صبغه کاملا يهودي بود، حضور مي يافت و نمايندگان و سخنگويان اصلي او، و در رأس آن ها ناتان غزه اي، رسما يهودي بودند. شابتاي زوي، که اينک مورد علاقه و لطف سلطان بود، با فرقه هاي دراويش مسلمان عثماني نيز رابطه برقرار کرد؛ با تلاش او و اعضاي فرقه اش آداب و عقايد جديدي در ميان برخي از فرقه هاي دراويش شکل گرفت که آميخته اي از تصوف سنتي اسلامي و عقايد و مناسک يهودي بود.

مناسک فرقه شابتاي آميخته با هرزگي جنسي بود. بعدها، اين گرايش در فرقه ياکوب فرانک بارزتر شد. پس از مدتي راز تکاپوي فرقه شابتاي آشکار شد و در اوت 1672 شابتاي زوي و برخي از پيروانش به دليل ترويج هرزگي جنسي در ميان مسلمانان دستگير شدند. در ژانويه 1673، احمد کوپرولو شابتاي و سران فرقه اش را به منطقه دولسينو در آلباني تبعيد کرد. در دوران تبعيد شابتاي نيز پيروان او در کسوت مسلمانان به زيارتش مي رفتند. در 17 سپتامبر 1676، شابتاي زوي در پنجاه سالگي در آلباني درگذشت.

اعلام مسلماني شابتاي زوي نه تنها ناتان را در غزه ساکت نکرد، بلکه او با همان حدت و شدت پيشين به اعلام «مکاشفات» و انجام رسالت «پيامبري» خود ادامه داد. ناتان غزه اي با اتکاء به پشتوانه اي غني از متون عبري و نمونه هاي فراوان از تاريخ قوم يهود، انديشه پرداز اين موج جديد شد و راه آينده را به روشني به پيروان شابتاي نشان داد. به نوشته دائرة المعارف يهود، شابتاي زوي انديشه پرداز نبود و تفکر منسجم نداشت؛ اين ناتان بود که به جعل يک مکتب از عقايد منتسب به شابتاي دست زد؛ مکتبي که تداوم کاباليسم پيشين به شمار مي رود.در زمان مرگ شابتاي، ناتان در صوفيه بود. او به سيروسياحت در اروپا پرداخت و چنين تبليغ کرد که شابتاي نمرده، بلکه از نظرها پنهان شده و به هجرتي رازآميز در «انوار آسماني» رفته و زماني که «خداي اسرائيل» مشيت کند بار ديگر ظهور خواهد کرد. ناتان غزه اي در 11 ژانويه 1680، سه سال پس از شابتاي، در مقدونيه درگذشت.

نظريات ناتان غزه اي جامه ايدئولوژيکي است بر سياست نفوذ به درون ساختار سياسي و اقتصادي و فرهنگي سرزمين هاي مسلمان و تسخير آن از درون. پس از اعلام مسلماني شابتاي، ناتان غزه اي توجيه نظري اين دگرگوني را آغاز کرد. او اعلام کرد که گروش شابتاي به اسلام انجام يک «مأموريت» (رسالت) جديد است و هدف از آن «برافروختن اخگر مقدس در ميان کفار ]مسلمانان[ است.» دائرة المعارف يهود هسته اصلي نظريه پردازي ناتان را چنين بيان مي دارد:

رسالت اصلي ملت يهود افروختن اخگرهاي مقدسي است که در روح آنان وجود دارد. ولي اخگرهايي وجود دارد که افروختن آن تنها کار مسيح است. لذا، مسيح (شابتاي زوي) براي انجام اين رسالت به «قلمرو خليفه» وارد شده؛ «ظاهرا در برابر او تسليم شده ولي درواقع در حال انجام واپسين و دشوارترين بخش مأموريت خود است و آن تسخير خليفه از درون است. او براي انجام اين مأموريت مانند يک جاسوس عمل مي کند که به درون سپاه دشمن اعزام شده»؛ اين «مبارزه اي در درون سرزمين شيطان است.» بنابراين، مسلمان شدن شابتاي به معني ارتداد از دين يهود نيست بلکه بغرنج ترين چهره مأموريت مسيحايي اوست. به نوشته دائرة المعارف يهود، بدينسان ناتان غزه اي «الهيات شابتايي» را توسعه بخشيد و «بنيادهاي ايدئولوژي» پيروان شابتاي را «براي يکصد سال آينده» پي ريخت. به اين دليل است که منابع يهودي مکتب جديدالاسلامي شابتاي را «ارتداد رازگونه» مي خوانند؛ يعني آن گونه ارتداد از دين يهود که راز و رمزي در آن نهفته است.

تعداد يهودياني که در سال 1666به پيروي از شابتاي زوي اعلام مسلماني کردند دويست خانوار ذکر شده است که به طور عمده در ادرنه (آدريانوپول)، در پيرامون شابتاي، مستقر شدند. در سال 1683 موج بزرگ ديگري از اعلام اسلام در ميان يهوديان مقيم عثماني رخ داد و تعداد آن ها تنها در بندر سالونيک به 300 خانوار رسيد. اين جديدالاسلام ها از حمايت برخي حاخام هاي برجسته برخوردار بودند. رهبري اين گروه با يوسف فيلسوف، حاخام سالونيک و پدرزن شابتاي زوي، و سليمان فلورنتين بود.

يهوديان فوق «دونمه» نام گرفتند که به معناي «برگشته» يا «جديدالاسلام» است. از سده هيجدهم، پيروان شابتاي زوي در يمن، ايران، عثماني و شمال آفريقا پراکنده شدند. بزرگترين مراکز زندگي دونمه ها شهرهاي سالونيک، ازمير و استانبول بود. به نوشته دائرة المعارف يهود، از اوايل سده هيجدهم، دونمه ها متهم به هرزگي جنسي بودند. معهذا، «ترديدي نيست که طي چند نسل آميختگي ]هرج و مرج[ جنسي در ميان آنان رواج داشته است. در اشعار يهودا لوي تووا (درويش افندي)، که در سال 1960 منتشر شد، دفاعيات جسورانه اي به سود الغاء محدوديت هاي جنسي مندرج است.» دونمه ها جشن ويژه اي موسوم به «جشن بره» دارند که طي آن به اجراي برخي «مناسک جنسي» مي پردازند.

فرقه فرانک و پرستش جنسي

در حوالي نيمه سده هيجدهم از درون فرقه رازآميز کابالا و بر بنياد ميراث شابتاي زوي و ناتان غزه اي فردي به نام ياکوب فرانک ظهور کرد و فرقه اي را بنياد نهاد که به «فرانکيست» شهرت يافته است.

يعقوب بن يهودا ليب، که با نام ياکوب فرانک (1726-1791) شهرت دارد، به يک خانواده ثروتمند تاجر و پيمانکار يهودي ساکن اوکرائين تعلق داشت و همسرش نيز از يک خانواده ثروتمند تاجر بود. فرانک در جواني به طريقت کابالا جذب شد، کتاب ظهر را خواند و به عضويت فرقه شابتاي زوي درآمد. در دسامبر 1755، فرانک از سوي سران فرقه دونمه براي تصدي رياست اين فرقه در لهستان به همراه دو حاخام راهي زادگاه خود شد. فرانک در رأس فرقه شابتاي در پودوليا قرار گرفت ولي کمي بعد، در ژانويه 1756، کارش به رسوايي کشيد. زماني که فرانک و پيروانش در يک خانه دربسته مشغول اجراي مناسک جنسي مرسوم در فرقه شابتاي بودند، به علت باز شدن تصادفي پنجره ها، مردم مطلع شدند و تمامي آنان را دستگير کردند. مقامات شهر ياکوب فرانک را آزاد کردند زيرا گمان بردند وي تبعه دولت عثماني است. فرانک به عثماني بازگشت و مدتي به ظاهر مسلمان شد. کمي بعد، بار ديگر به پودوليا رفت و رهبري فرقه شابتاي را در گاليسيا، اوکرائين و مجارستان به دست گرفت. مدتي بعد، ياکوب فرانک و صدها تن از پيروان يهودي او گروه گروه به مسيحيت (مذهب کاتوليک) گرويدند. مقامات اسقفي منطقه نيز با خشنودي آنان را به سلک

مسيحيت پذيرفتند. دائرة المعارف يهود مي نويسد:

در سال هاي 1756-1760 بخش بزرگي از پيروان ياکوب فرانک به مذهب کاتوليک گرويدند و فرقه اي مشابه دونمه را در لهستان تشکيل دادند. آنان تنها در ظاهر کاتوليک بودند.

دائرة المعارف يهود به صراحت فرقه فرانکيست را «يک فرقه مخفي يهودي» مي خواند.

مسيحي شدن فرانک سبب جلب برخي مسيحيان لهستان و شرق اروپا به اين فرقه شد. گردانندگان فرقه فرانک در لهستان و روسيه يهوديان ثروتمند و تحصيل کرده، گروهي از حاخام هاي جوامع کوچک يهودي و برخي از آنان پسران سران جوامع يهودي شرق اروپا بودند. بخش مهمي از اعضاي فرقه ميهمانخانه دارها و ميخانه دارهاي يهودي بودند. در موراويا و بوهم، تعدادي از اعضاي خاندان هاي اشرافي و ثروتمند مسيحي به اين فرقه گرويدند. بايد افزود که پيروان ياکوب فرانک در آن زمان به عنوان فرقه شابتاي زوي شناخته مي شدند و خود آنان نيز خويش را «مؤمنين»، يعني پيروان شابتاي زوي، مي خواندند. نام «فرانکيست» از سده نوزدهم به ايشان اطلاق شد.

به رغم گروش ظاهري فرانک و پيروانش به مسيحيت، تکاپوي فرقه فوق نارضايي مردم را برانگيخت و در پي فاش شدن برخي عمليات جنسي آنان، در فوريه 1760 مقامات دولتي فرانک را در شهر ورشو دستگير کردند. ياکوب فرانک به مدت 13 سال محترمانه به يک قلعه در چکسلواکي تبعيد شد. از سال 1762 همسرش نيز به او پيوست. در اين دوران، پيروان کثير او به ديدارش مي رفتند و مراسم خود را، که آميخته با عمليات جنسي بود، در داخل قلعه و بيرون از آن انجام مي دادند.

فرانک پس از آزادي به شهر برنو (منطقه موراويا) رفت و در نزد دخترعموي خود، که همسر يک تاجر ثروتمند يهودي بود، اقامت گزيد. شهر برنو از سده هفدهم يک کانون مهم يهودي نشين بود. در اين زمان، ياکوب فرانک از ميان پيروان خود در شهر برنو يک سازمان مسلح ايجاد کرد که اعضاي آن اونيفورم هاي نظامي مي پوشيدند و تعليمات نظامي مي ديدند. اينک ياکوب فرانک فرد مهمي به شمار مي رفت، تا بدان حد که در مارس 1775 به وين سفر کرد و از سوي امپراتور و وليعهد هابسبورگ مورد پذيرايي قرار گرفت. به نوشته دائرة المعارف يهود، علت اين رابطه قولي بود که فرانک به امپراتور داده بود که از طريق اعضاي سازمان سري خود بخش هايي از سرزمين عثماني را تجزيه کند. از آن پس اعضاي به ظاهر مسيحي فرقه فرانک به طور ناشناس به عثماني مي رفتند و به ويژه در سالونيک با دونمه هاي به ظاهر مسلمان رابطه استوار داشتند.

منبع مالي ياکوب فرانک، که درباري باشکوه و ارتشي مسلح و مجهز بر پا کرده بود، ناشناخته است. اين در حالي است که او در برنو صدها مريد مسلح داشت که به هيچ کار و حرفه اي اشتغال نداشتند و تمام وقت در خدمتش بودند. روشن است که ياکوب فرانک از يک منبع غني مالي، بجز پيروانش، تغذيه مي شد زيرا در سال 1784 براي مدت کوتاهي دريافت پول از اين منبع قطع شد و او در وضع مالي دشواري قرار گرفت.

آئين فرانک بر پرستش سه خدا استوار است: «خداي خوب»، «برادر بزرگ» و «زن باکره». «خداي خوب» ياکوب فرانک همان «اتيکه کديشه» (علت نخستين) در مسلک شابتاي زوي، است. «برادر بزرگ» همان «خداي اسرائيل» است که شابتاي زوي و ياکوب فرانک پيامبران اويند. «خداي اسرائيل» سرانجام ياکوب فرانک را فرستاد و وي با مجسم ساختن پرستش زن، ضلع گمشده اين تثليث، رسالت خود را به پايان برد. «پرستش زن» بيان عريان همان نمادهايي است که پيش تر، در مکتب کابالاي اسحاق لوريا، از طريق تبديل «شخينا» به نماد مؤنث پديد آمده بود.

برگزاري مناسک جنسي از سوي اعضاي فرقه فرانک امري مسلم و قطعي است. مورخين دانشگاه عبري اورشليم مي نويسند اعضاي اين فرقه «در جشن هاي خود به عياشي هاي جنسي مي پرداختند.» يکي از مراسم آنان «پرستش بانو» نام داشت. در اين مراسم همسر فرانک، و پس از مرگ او دخترش، اوا، در برابر پيروان مجذوب ظاهر مي شدند و مورد پرستش قرار مي گرفتند. فرانک در اواخر عمر شايع کرد که اين دختر فرزند نامشروع کاترين کبير، ملکه مقتدر روسيه، است که به طور ناشناس تحت سرپرستي او قرار گرفته. اين شايعه چنان رواج يافت که حتي برخي مقامات عالي رتبه امپراتوري روسيه نيز آن را باور کردند و گمان بردند که به راستي دختر فرانک از خاندان تزار است.

پس از مرگ ياکوب فرانک، يکي از برادرزاده هاي او به نام جونيوس فري رهبري فرقه را به دست داشت. او کمي بعد رهبري فرقه را به اوا فرانک واگذارد و خود به فرانسه رفت. اين مقارن با انقلاب فرانسه است. جونيوس فري در کسوت انقلابيون در آمد و به يکي از سران کلوپ ژاکوبن ها بدل شد. اوا فرانک تا زمان مرگ (1816) رهبر فرقه فرانک بود.

در سده هاي نوزدهم و بيستم ميلادي، فرقه فرانک به صورت يک سازمان سري به حيات خود ادامه داد؛ اعضاي آن «به ظاهر» به طور دقيق آداب کاتوليکي را اجرا مي کردند و در محل زندگي خود به عنوان مسيحيان مؤمن شناخته مي شدند. (دائرة المعارف يهود تعبير «به ظاهر» را به کار برده که نشانگر تداوم يهوديت در فرانکيست هاست.) اعضاي فرقه، چون دونمه هاي عثماني، تنها در ميان خود ازدواج مي کردند. بدينسان، به نوشته دائرة المعارف يهود، «يک شبکه گسترده خانوادگي» از فرانکيست ها پديد شد؛ آنان فرزندان شان را طبق روش خود پرورش مي دادند و با تاريخ و سنن فرقه آشنا مي کردند. اعضاي اين فرقه، به سان ماسون ها، يکديگر را «برادر» مي خوانند. فرانکيست هاي لهستان، مانند دونمه هاي عثماني، در دوران بي ثباتي سياسي اين کشور از موقعيت بهره جستند و برخي از آنان عناوين اشرافي براي خود به دست آوردند. برخي از خانواده هاي فرانکيست مقيم امپراتوري اتريش نيز به صفوف اشرافيت اتريش راه يافتند. در سده نوزدهم بسياري از آنان به مقامات عالي سياسي لهستان رسيدند. سازمان سري فرانکيست لهستان با دونمه هاي عثماني رابطه نزديک داشت. کانون ديگر فرقه فرانک در شهر ورشو (چکسلواکي) بو

د. فرانکيست ها در اين شهر به احداث کارخانه هاي متعدد دست زدند و در سازمان هاي ماسوني آن تکاپويي گسترده داشتند.

در سال هاي 1848-1849 تعداد زيادي از خانواده هاي فرانکيست به ايالات متحده آمريکا مهاجرت کردند. به نوشته دائرة المعارف يهود، حتي تا به امروز نيز برخي از اعضاي فرقه فرانک تصوير مينياتور اوا فرانک، دختر ياکوب، را به گردن خود مي آويزند.

------------------------

 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   

گفته شده است كه: حكمت آفرينش يك موجود پليد كه مردم را تحريك به گمراهى و اغوا به معصيت مى كند چيست؟ اين سؤال از اين گمان ناشى شده است كه خداوند از اول موجودى به عنوان شيطان با داشتن ماهيت پليد آفريده است، ولى اين گمان كاملا پوچ و نامفهوم است، زيرا خداوند موجودى قابل تكامل آفريده و آن را در گذرگاه هستى هدايت كرده است، اين خود موجود است كه راه خود را منحرف ساخته و خويشتن را ساقط كرده است.

خداوند فرعون نيافريده و آتيلا و نرون و ابن ملجم هم خلق نكرده است، بلكه او انسان هايى آفريده است كه شايستگى رشد و اعتلاى انسانى را دارا بوده اند، آن ها خودشان بوده اند كه با كمال ميل و اختيار راه منحرف را انتخاب نموده و عنوان فرعونى و آتيلايى و نرونى و ابن ملجمى پيدا نموده اند. و هيچ گونه مخالف منطق و عدالت الهى نيست كه موجودى كه خود را با اختيار تبه كار كند مبغوض واقع گردد، و در حالت مبغوضى منشأ اثرى در نظم عالم باشد، مثلا فرض كنيد: پنبه بودن يك ماده براى ما مطلوب است، اگر اين پنبه آتش بگيرد و بسوزد سوخته اين پنبه را مى توانيم در جلوگيرى از جريان خون يك جراحت به كار ببريم.

بنا به احاديث معتبر و مضمون بعضى از آيات قرآنى اين موجود (شيطان) قرون زيادى پس از خلقتش مشغول تسبيح و تقديس خداوندى بوده است. اگر ماهيت او پليد بوده است، اشتغال به تسبيح و تقديس خداوندى بوده است. اگر ماهيت او پليد بوده است، اشتغال به تسبيح و تقديس نامفهوم مى باشد و اگر ذات او فضيلت و كمال بوده است، انحراف و پليدى از كجا در او راه يافته است؟ پس شيطان هم مانند ساير موجودات باشعور و مدرك و مختار، توانايى ورود در هر دو راه سعادت و شقاوت را دارا بوده است. بنا بر اين حكمت آفرينش شيطان همان حكمتى است كه ساير فرشتگان و موجودات علوى و نامحسوس و انسان ها را به وجود آورده است.

-------------------

منبع: مثنوي معنوي

تفسير علامه محمد تقي جعفري

جلد 5 صفحه 206 الي 208

 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   

شکى نيست که سجده به معناى پرستش، براى خدا است، چون تنها معبود جهان، خدا است و معناى توحيد. در عبادت و يکتاپرستى همين است که غير از خدا را پرستش نکنيم اما سجده بر آدم دو توجيه دارد:

1 - گفته شود سجده بر آدم، سجده بر غير خدا نبود.

فرشتگان براى آدم، سجده پرستش نکردند، بلکه سجده براى خدا بود به خاطر آفرينش چنين موجود با عظمتى. (احسن الخالقين)

2 - سجده براى آدم بود، ولى سجده در اين جا به معناى خضوع است، نه پرستش.

امام رضا(ع) مى فرمايد: "سجده فرشتگان، پرستش خداوند و احترام به آدم بود".

اما سبب رانده شدن شيطان از درگاه الهى، تکبر و سرپيچى از امر خدا بود. عامل گمراهى شيطان، معجونى از خودخواهى، غرور، کبر، جهل و حسد بود. اين صفات شيطانى باعث شد خداوند به او خطاب کند: "قال فاخرج منها فانک رجيم؛ از صفوف ملائکه بيرون رو که تو رانده درگاه منى".

امام على(ع) مى فرمايد: "عبرت بگيريد به آن چه خداوند در مورد ابليس انجام داد که اعمال طولانى او را در حالى که شش هزار سال عبادت کرده بود، به خاطر يک ساعت تکبر بر باد داد، پس چگونه ممکن است کسى همان کار ابليس را انجام دهد و از غضب خداوند در امان بماند!" لحن و استدلال ابليس نشان مى دهد که او براى خود حاکميت و استقلال در مقابل خداوند قائل بوده و اين نشان دهنده کفر ابليس است از اين رو قرآن مجيد مى فرمايد: "استکبر و کان من الکافرين؛ ابليس تکبر ورزيد و از کافران شد".

---------------------

منبع:www.eteghady.blogsky.com

 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   

جلال الدين در داستان شيطان و معاويه، مطالبى را گفته بود كه برخى از آن ها شبيه به دفاع و قرار گرفتن آن موجود پليد در مجراى حكمت بالغه الهى بود، ما در آن مباحث مسائلى را مطرح كرده ايم. در اين مورد مضمونى را كه جلال الدين در دو بيت فوق آورده است، بررسى مى كنيم. دو احتمال در مفاد دو بيت بدين قرار وجود دارد.

احتمال يكم- اين است كه شيطان پس از مطرود شدن به جهت كبر و نخوتى كه در داستان سجده بر آدم عليه السلام مرتكب گشته بود، موجود ساقط شده اى بود كه بى اختيار مشيت و اوامر الهى را انجام مى داد، بدون اين كه اين تسليم كمترين دلالتى به محبوبيت و پاكى او در نزد خدا داشته باشد.

مانند مدفوعات انسانى كه پس از طى حالات غذايى، باز در تقويت مزارع و درختان مورد استفاده قرار مى گيرد. اين احتمال را در تفسير و تحليل ابيات موجود در داستان معاويه و شيطان نيز متذكر شده ايم.

احتمال دوم- شيطان پس از طرد شدن، اوامر الهى را در امتحان كردن مردم انجام مى دهد و اين اطاعت محبوب و شايسته پاداش است. اين احتمال صحيح نيست زيرا- با همه آيات قرآنى كه شيطان را مردود ابد خوانده است، منافات دارد و با نظر بسيار ابيات جلال الدين در اين مورد احتمال اول تقويت مى شود و مى توان گفت كه منظور جلال الدين هم احتمال اول است.

--------------------

منبع: مثنوي معنوي

 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   
شيطان پرستي فلسفي

به طور غير رسمي و گسترده اي اين شاخه از شيطان پرستي را منتسب به آنتوان شزاندر لاوي مي دانند. او کسي بود که کليساي شيطان را تاسيس کرد (اولين سازماني که از لغت شيطان پرستي فلسفي استفاده نمود)، در نظر شيطان پرستان فلسفي، محور و مرکزيت عالم هستي، خود انسان است، و بزرگترين آرزو و شرط رستگاري اين نوع از شيطان پرستان برتري و ترفيع ايشان نسبت به ديگران است. شيطان پرستان فلسفي عموما خدايي براي پرستش قائل نمي دانند و به زندگي غير مادي بعد از مرگ نيز عقيده اي ندارند (اگرچه بايدي هم براي نبود آن ندارند) به هرحال زندگي اين گروه از شيطان پرستان عاري از روحيه مذهبي و معنويت نيز نيست.

در نظر شيطان پرستان فلسفي، هر شخص خداي خودش است. آن ها با تکيه بر عقايد انساني وابسته به دنيا، مطالب مربوط به فلسفه عقلاني را خار ميشمارند و به آن ها به ديد ترس از مسائل ماوراء الطبيعي مي نگرند. و تنها به وسيله آن، يک زندگي عقيم و تنها بر مبناي "جهان واقعي" را تشکيل مي دهند. به طور شفافي، آموزه هاي شيطان پرستان فلسفي قدمتي بيشتر از کليساي لاوي دارد. اگر چه اين تصوري از شيطان است، ولي با موقعيت واقعي او تقابل دارد. چرا که اين تعاليم از آموزه هاي يهودي-مسيحي نشئت گرفته است و شيطان را بدليل خصوصياتش پليد نگاشته است.

---------------------------

منبع: www.aftab.ir

 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   
موسيقي شيطاني

فراماسون ها احياكننده جادوگري و شيطان پرستي در قاره اروپا در قرن شانزدهم ميلادي مي باشند

در دهه 1960 م شيطان پرستي توسط سرمايه داران يهود مورد حمايت قرار گرفت و چند گروه شيطان پرست در انگلستان و ايالات متحده آمريكا به وجود آمد كه معروف ترين آن ها تشكيل «كليساي شيطان» در شهر سان فرانسيسكو مي باشد.امروز ديگر صليب هاي وارونه، ستاره پنج پر، 666، صورتهاي نقاشي شده، ماسك هاي حيوانات درنده شاخ دار، برهنه پوشي... تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست.

عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.شيطان پرست ها موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند.

استفاده از موسيقي مهمترين ابزار اين فرقه در جهت تحت تبليغ عقايد خود و نيز تحت تاثير قرار دادن جامعه به خصوص قشر جوان مي باشد.گاه اين گروه ها خود اذعان مي كنندكه شيطان پرست هستند و گاه برخي از آنان اين ادعا را نكرده ولي در راستاي تضعيف بنيان هاي ارزشي و ديني و تبليغ افعال شيطاني مي پردازند

با توجه به وفور موسيقي هاي مبلغ اين گروه ها در ايران و رويكرد برخي جوانان بي اطلاع به اين نوع موسيقي و حتي چاپ كتاب حاوي متن اين موسيقي ها و سرمايه گذاري زياد دشمن در اين باره بررسي و تحقيق پيرامون اين موضوع و اطلاع رساني و آگاهي افكار عمومي امري ضروري به نظر مي رسد. به عنوان مثال خبر گزاري فارس طي خبري درمورخ 20 /10/1383پرده از اين فعاليتها برداشت.

خبر گزاري فارس در اين باره گزارش داد:

"امين" دانشجوي يكي از رشته هاي گروه پزشكي دانشگاه كه از افراد موثر گروه شيطان پرست هوي متال در ايران است، مدتي پيش به صورت اتفاقي و بر اساس درخواست يكي از دوستان خود كه قصد بازديد از جبهه هاي جنوب كشور در كاروانهاي راهيان نور داشت به همراه جمعي از دانشجويان عازم اين مناطق شد كه تاثيرات روحي اين سفر، زمينه ساز رويگرداني وي از فعاليت در گروههاي فعال شيطان پرست و بيان حقايقي قابل توجه درباره آن ها شده است.

وي افزود: به گفته اين فرد، عناصري از رژيم صهيونيستي كه دركشور امارات حضور دارند شبكه اصلي هدايت گروه هاي هوي متال را در ايران در دست دارند.

به گفته اين منبع آگاه بر اساس اسناد ارائه شده توسط "امين" در حساب هاي ارزي اين گروه در شبكه بانكي كشور كه از طريق شبكه اينترنت هدايت مي شود، در سال گذشته حدود "هشت ميليون دلار آمريكا" واريز شده است كه بين گروههاي شيطان پرست در شهرهاي مختلف ايران توزيع مي گردد.

وي با بيان اينكه تعداد اعضاي اين گروه در برخي شهرهاي كشور به دو هزار نفر بالغ مي شود، اضافه كرد: مطالب ارائه شده نشان مي دهد كه برخي فعاليت هاي ضد امنيتي نيز توسط برخي عناصر خاص در اين گروهها براي رژيم صهيونيستي انجام مي شود.

اين منبع آگاه با يادآوري اينكه مجوزهاي ارائه شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي چاپ گسترده كتابهاي گروه هاي هوي متال در كشور زمينه ارتباط نزديك فكري اعضاي اين جريان در سراسر كشور را فراهم ساخته است، افزود: در سالهاي اخير به دليل عدم وجود هرگونه نظارت و كنترل واقعي در كشور، گروههاي اجتماعي معارض كاركرد سياسي و ضد امنيتي پيدا كرده و زمينه سوء استفاده ههاي ضد ملي بيگانگان از آن ها فراهم شده است…در حال حاضر گروه متال با قديمي شدن علاقه به رپ در ايران، طرفداران بيشتري را به خود جذب نموده است. »

سعي مي شود در اين بخش به بررسي برخي از اين موسيقي هاي شيطاني و شيطان پرستي پرداخت.

1 - موسيقي رپ

تاريخچه:

«RAP، فرهنگي كه خصوصا به جوانان سياه و اقشار تحتاني در جوامع غرب تعلق دارد، از آمريكا سرچشمه گرفته و شورشگران سراسر جهان را تحت تاثير قرار داده است موسيقي RAP از تكامل اشكال ديگري از موسيقي سياهان در محله هاي فقيرنشين برانكس نيويورك و تا حدودي هارلم شكل گرفته است. اين محلات، نقطه تمركز گروههائي از سياهان است كه سالها پيش تحت شرايط فلاكت بار اقتصادي مجبور به مهاجرت از ايالات جنوبي به شهرهاي بزرگ نظير نيويورك شدند.

اواخر دهه 1960، وقتي كه آمريكا زير ضربه مبارزات انقلابي در كشورهاي تحت سلطه اش، خصوصا ويتنام، قرار داشت و انقلاب چين نيز بر شورشگران و انقلابيون در ايالات متحده تاثير نهاده بوددر شهرهاي بزرگ آمريكا تضادهاي طبقاتي ميان سياه با بورژوازي امپرياليستي و پايه هاي اجتماعيش حدت و شدتي فوق العاده يافته بود. بين محلات فقير نشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزي شبيه به خط مرزي وجود داشت. خط مرزي شاهد درگيري ميان دسته هاي متشكل سفيدهاي نژاد پرست و پليس از يكطرف با گروه هاي بزرگ و متشكل جوانان سياه بود. گروه هاي RAP از دل همين تشكلات شورشي سياه شكل گرفت.

در اينجا قسمتي از نخستين ترانه RAP اعتراضي كه از معروفيتي بين المللي برخوردار گشته و "پيام" نام دارد را مي خوانيم. اين ترانه از آثار "گرند مستر فلش" و گروه "فوريوس فايو" است. اين ترانه حكايت شرايط نابسامان طبقه هاي فقير نشين جامعه است. دستم را بروي اسلحه ام مي فشارم، چرا كه قصد جانم را كرده اند مرا هل ندهيد، ديگر جان به لبم رسيده مي كوشم به سيم آخر نزنم اينجا درست مثل يك جنگل است و بعضي وقتها تعجب مي كنم كه چگونه مي توان جان سالم بدر برد»

«در همان سالهاي نخستين شكل گيري رپ با دخالت قدرتمندان، هدفهاي سياسي و اجتماعي گروه هاي سياهپوست، دستخوش نوعي تحريف گرديده و در نتيجه به ابزاري در دست سياستمداران و صيهيونيسم تبديل شدند.

در طول مدتيكه رپ شكل مي گرفت، عناوين مختلفي از اين نوع موسيقي توسط موزيسين ها بوجود آمد كه با پيوستن خوانندگان معروفي به اين گروه موسيقي رپ طرفداران زيادي را به خود جلب و جذب نمود.

آن رپ نسبت به گروههاي ديگر طرفداران بيشتري دارد و جوانان علاقمند به موسيقي آن گوش مي دهند و براساس مدلهايي كه آن ها به آن ها القاء مي شود، لباس مي پوشند و آرايشهاي ظاهري رپ را برمي گزينند.

شلوارهايي كه پاچه گشاد آن بر روي زمين كشيده مشود، مانتوهايي با آستين هاي بلند، موهاي روغن زده و چسبيده بر سر، عينك هاي دودي با قالب فلزي، خط ريش پايين تر از گوش پسران و روسريهاي كوچك و معمولا سفيد رنگ دختران، ويژگي ظاهري گروه رپ است.»

برخي از گروههاي زير مجموعه رپ عبارتند از:

1 - BASE OF ASE:كه در سبك موسيقي پاپ از سال 1988 در آمريكا و اروپا برنامه اجرا مي كنند كه اعضاي اين گروه چهار خواننده سياهپوست هستند كه عموما محور اشعارشان پيرامون عشق و روابط آزاد غيراخلاقي ميباشد.

2 - BLACK THE OF KIDS NEW:كه از سال 1987 برنامه اجرا مي كنند، آهنگهاي آن ها بسيار تند و با مضاميني درباره عشق و زندگي اجرا مي شوند.خوانندگاني بنامهاي كوئين و جيمي به همراه دو سياه پوست ديگر كه همگي هم جنس باز هستند عضو اين گروه مي باشند

ب - موسيقي متال:

موسيقي متال داراي زير مجموعه هاي زيادي است كه برخي از آنان جز مهمترين گروههاي شيطان پرست محسوب مي شوند مانند هوي متال و بلك متال و….Metal Black

بلك متال در نروژ از زماني پديد آمد كه نئو وايكينگ هاي نروژ در جستجوي راه و وسيله اي براي نابود كردن مسيحيت در نروژ و بعد در تمام دنيا بودند و در اين راه انسان هاي بسياري را كشتند و كليساهاي زيادي را آتش زدند و بلك متال را تا نهايت نواختند تاشايد خداي تاريكي ها باز گردد.موسيقي كه سخن از دنياي تاريك سرد و بي روح را بيان مي كند سبكي مملو از خوشونت مرگ و كشتار (METAL DEATH) مرگ، يگانه حقيقتي است كه راه فراري از آن نيست. ايده مرگ در نزد شيطان پرستان به دو دسته بسيار عمده تقسيم مي شوند. دسته اول كساني كه خودآگاهانه مرگ و ماندن در جهنم را ترجيح مي دهند. دسته دوم كساني كه منكر مرگ مي شوند و بر اين گمانند كه پرستش شيطان كفايت مي كند تا او آنان را از چنگال مرگ رهائي بخشد و عمري جاودان نصيب آنان گرداند. از اين مكان دسته اول خطرناكترند زيرا آگاهانه به جنگي نامقدس در برابر خداوند روي مي آورند. جنگي كه مي دانند در آخر به شعله هاي آتش ختم مي شود. آنان گناه را زينت دروني انسان تصور مي كنند. به مرحله اي مي رسند كه ديگر گناه براي زندگي آنان از آب و نان نيز ضروري تر مي شود تا درجه اي كه ديگر چيزي به جز گناه نمي بينند. گناه، گنا

ه، گناه. به هر گناهي دست مي زنند. ربا، قتل، دروغ، تهمت، دزدي، شرب خمر، هتاكي به مقدسات و مومنين، اعمال منافي عفت تعداد زياد ديگر سبك متال وجود دارد كه هر كدام داراي خصوصيات خاص خود هستند اما وجه اشتراك بسياري از آنان عبارت است از رواج خشونت و فحشا با توجه بدانچه ذكر شدكه بيانگر بخشي از فرهنگ غرب و در راس آن امريكا است آيا اين سخن پرزيدنت بوش كه:«ارزشها و موضوعات مورد علاقه آمريكا براي هر كسي و در هر جامعه اي درست و مفيد است…!»

و آيا اين سخن ديگر معنايي دارد كه:

«اهداف آمريكا برقراري صلح،تداوم آزادي و رسيدن به سعادت و خوشبختي است!»

ولي معني اين سخن توماس فردمن تحليلگر سياسي آمريكا كه مي گويد:

«جنگ با اين دشمن(اسلام)با ارتش ممكن نيست بلكه بايد در مدارس، مساجد و كليسا ها و معابد به رويارويي با آن پرداخت و اين راه جز با همكاري روحانيون،كشيشان و راهبان نمي توان به پيروزي دست يافت.»

----------------------------

منابع:

- خبر گزاري فارس

- كتاب دشمن خود را بشناس –نوشته سيد مسعود جزايري

- سايت هنر موسيقي

- سايت ضيافت

- وبلاگ بام ايران

- وبلاگها پيرامون شيطان پرستي و موسيقي شيطاني

----------------------------

منبع: www.bashgah.net

 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   
سلام با عرض معذرت مجبورم یه تغییراتی تو نظراته وبلاگ بدم یاشار جان آقایون و خانوما من تو نظراته سایتم با کسی چت یا حرف  ونظر نمی دم اما از طرفه من یا بعضیا میان این تو بد وبیراه می نویسن پس تا نظری رو تایید نکنم تو سایت نمایش داده نمیشه  این کار فقط به احترام دوستام بود و الا به راحتی از بلاگفامیشه پی ام و...رو درآورد واقعا انقدر خدا شفا نداده زیاد شدن زده به کلشون!!!راستی سایتتونم بذارید تا جواب بشنوید

 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   

نسل من جا مانده از تاریخ

نسل من آتشفشان خفته در خاکستر خویش است

نسل من در آستان خفتن و مرگ است

نسل من باروت نم دار است

نسل من یک ناقص الخلقه ست

نسل من خسته است

نسل من دیگر نمی داند چه باید کرد

نسل من هر جا که ساید دست, ریشه پوسیده است

نسل من آوازهایش گم شده

نسل من آوازهای نسل دیگر را مثال طوطی بی مغز می خواند

نسل من در فاصل فرهنگ می میرد

نسل من آهش گریبان گیر خود گشته

نسل من در تار و پود دفتر تاریخ قربانی است

نسل من معتاد یک منجی است

نسل من ای نسل من٫ موعود ما واهی است

نسل من همزاد تنهایی است

نسل من می بیند اما ...

 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   
اونایی که نظر میدن بدونن همرو میخونم اگر سایت داشته باشن جوابم میدم پس بدونین نظراتتون برام مهمه
 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   
زندگی یعنی موندن و انتظار کشیدن برای مرگ

مرگ ینی تولد دوباره از دل خاک من مرگ رو می پسندم چون راحت میشم ازین همه دروغ ریا تهمت زحمت زندگی اما درون دنیای مردگان همه چهرشون مشخصه کاش خدای ماهم مثل دوستامون مارم ببره تا دیگه بهش شکایت نکنم

لعنت برین دنیای دنی که پیرزنیه که خیلیا رو گول زده اما به هیچکی نرسیده حالا بریم ببینیم آخرش به کی میرسه لعنت برین دنیا که مرگ رو زیبا کرده وای چه لحظه ای....

لحظه ای که چشا بسته میشه به قوله سیاوش دیگه آفتاب روت رو نمیسوزونه و...

الهی اما زیبا  بمونن تا زیبا هم برن

تقدیم به اونایی که تو عراق با دستای کثیفه وهابیا نفهم کشته شدن

کاش برن ببینن الگوشون اصلا بابا نداشته  انقدر نفهمن که نمی فهمن ترور با شهدت فرق داره کاش میشد آدم بشن اما کلا از اساس خر بودن به نام اول خرشون لعنت و دومی و سومی و تا آخرشون

لعنت برین دنیاکه اینارو داره که با کشتن خواهر برادرای ما میخوان برن بهشت با ترکوندن بدنه کثیفشون!!!!!

بازم به معرفت شیطون که ازین کارا نکرده ادعاشونم میشه مسلمونن یا حافظ الحرمین انگار خدا نیست که اونا حافظ حرمشن

 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 
   
سلام اول باید بگم خوشحالم از توجه همه دوما من شیطون پرست نیستم اما ازش مینویسم تا از اطلاعاتی که دارم استفاده کنن دوما راضی نیستم ازونایی که تو نظراتشون بهم بد گفتن
 
 |    نوشته شده توسط شیطان
 

pctfx3.3

Ghost Rider Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Linux Web Hosting

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور

کـد های جاوا تغیــیر شکل موس قالب وبلاگ